نقد فیلم های سینمای ایران

نقد فیلم تردید/بودن یا نبودن؟

نقد فیلم:این فیلم برگرفته از نمایش نامه هملت است. کارگردانی بسیار خوب است و کارگردان خیلی خوب توانست از بازیگرانش بازی بگیرد به طور مثال بازی حامد کمیلی در این فیلم خیلی متفاوت بود و یکی از بهترین نقش هایی بود که توانست بازی کندولی بازی حامد کمیلی در فیلم های قبلی اش به نسبت فیلم تردید ضعیف تر است. در این فیلم کارگردان خوب توانسته از حامد کمیلی بازی خوبی بگیرد.

قسمت اول ریتم فیلم کند است ولی وقتی نزدیک به انتهای فیلم می رسیم یک دفعه ریتم فیلم تند می شود در سکانسی که  بهرام رادان و حامد کمیلی به همراه ترانه علیدوستی در سینما هستند ریتم فیلم تند می شود.

بازی ترانه علیدوستی در فیلم تردید مورد قبول بود ولی بازی بهرام رادان به شدت ضعیف بود و خیلی مصنویی بازی می کرد

بازی حامد کمیلی در فیلم فوق العاده است به نظر من یکی از بهترین فیلم هایی که حامد کمیلی بازی کرده است همین فیلم است

بازی بهرام رادان هم بد نبود ولی می توانست بهتر بازی کند نمی توان گفت عالی بازی کرد چون تو تردید بی روح بازی کرد ولی در کل بازی اش خوب بود

تدوین پرشتاب و متقاطع بین ماشین در حال حرکت و چهره ی مضطرب مهتاب، قرار است ضعف های فنی و نبود امکانات و جلوه های ویژه را مخفی کند که متأسفانه نتیجه نمی دهد. همه ی این ها باعث می شود که ده دقیقه ی پایانی تردید، خیلی معمولی تر از آن باشد که انتظار داشتم. با این وجود این پایان بندی به گونه ای نیست که قرار باشد به خاطر آن ارزش های فیلم را نادیده بگیریم و تردید را یک فیلم معمولی بدانیم. تردید علی رغم همه ی ضعف هایش، به نظرم در سینمای ایران یک فیلم قابل تحسین است که باید ارزش هایش به خوبی درک شود.

بهترین سکانس فیلم:

سکانسی که بهرام رادان و حامد کمیلی به همراه ترانه علیدوستی در سینما هستند و به فکر فردا هستند به نظرم من یکی از بهترین سکانس های فیلم است

چند نکته درباره فیلم:

"تردید" پس از گذشت هفده سال از ساخت "پرده آخر" دومین فیلم سینمایی واروژ کریم مسیحی در مقام کارگردان است.

جوایز و افتخارات:
- برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر - 1387
- برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه اقتباسی از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر - 1387
- برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردان اول و دوم از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر - 1387
- کاندید بهترین کارگردانی از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر - 1387
- کاندید بهترین بازیگر نقش اول زن (ترانه علیدوستی) از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر - 1387
- کاندید بهترین فیلمبرداری از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر - 1387
- کاندید بهترین تدوین از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر - 1387
- کاندید بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (حامد کمیلی) از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر - 1387
- کاندید بهترین صدا (پرویز آبنار) از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر - 1387
- کاندید بهترین طراحی صحنه و لباس از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر - 1387
- کاندید بهترین طراحی چهره از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر - 1387
- کاندید بهترین فیلم اول و دوم از بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر -

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389ساعت 5:30  توسط پرهام  | 

نقد فیلم آدمکش/فیلمی مورد قبول در این زمان

نقد فیلم :

عشقی که ما بین حمید(حامد بهداد) با رویا مطرح می شود منطق خود را از دست می دهد. شخصیت حمید که تا اینجا شناخت نسبتا مناسبی را درباره اش پیدا کرده بودیم به یکباره از هم می پاشد! پلیس بازی های دکتر مازیار مافی(بهرام رادان) بی حد و حساب افزایش می یابد و کسی به او شک نمی کند و پیگیر فعالیت های آشکار او نمی شود، فیلم سرعت مناسبی را که تا آنجا داشته از دست می دهد و به

 یک باره ریتم تندی به خود می گیرد و ... . حمید خود را عاشق رویا مطرح می کند و بواسطه احساسی که از خود در بیان این عشق نشان می دهد ما آن را باور می کنیم و فریبش را می خوریم. اما این عشق و آشنایی و دوستی پس از فرار رویا از بیمارستان و پس از آن، دکتر مافی منطق خود را از دست می

 دهد. زمانی که رویا بعد از مدتی به سمت دکتر بر میگردد و توجیه این کار بی کسی او و اعتماد نداشتنش به کسی عنوان می شود. در کنار این بی تفاوت بودن رویا در برخورد هایش با حمید می تواند گراهایی باشد که مافی به حمید مشکوک شود. از اینجا فیلم از بیننده جای می ماند. مخاطب می داند

 همه چیز به حمید وابسته است اما با مسائلی روبه رو می شود که برای او مشکل گشا نیست. رویا در خوابی که در آن قرار است نفر چهارمی که کشته می شود را در جا و مکانی که اتفاق رخ می دهد، تصور و خیال کند، کارمند حمید را کشته می بیند در صورتی که ما هیچ گونه اطلاعاتی از آن فرد نداریم و چرایی این خواب را متوجه نمی شویم، یا دکتر مافی نامزد ندا را به عنوان کسی که عامل تمام اتفاق هاست می داند، و این اتفاق هم در حالی رخ می دهد که این شخص تنها در یکی دو سکانس نشان

 داده می شود و چیزی بیش از این که او نامزد ندا بوده را به ما نمی رساند. این ها نشانه هایی است که به جای ایجاد تعلیق در شناخت عامل اصلی تمام جریانات اطلاعات غلط به مخاطب می دهد و موجب سردرگمی او می شود تا باعث گره افکنی در ذهن او برای پی بردن به آنچه اتفاق می افتاده. و در نهایت

 پلیس بازی های دکتر مافی پس از کش و قوس فراوان و تحقیق ها و ضرب شتم با ترفندی نه از جانب خودش بلکه به واسطه ی استادش(افسانه بایگان) نتیجه می گیرد(حال چرا این ترفند زودتر استفاده نشده جای بحثی دیگر است)

بهترین سکانس فیلم: سکانس روبروشدن بهرام رادان و حامد بهداد 

+ نوشته شده در  شنبه دوم بهمن 1389ساعت 18:19  توسط پرهام  | 

نقد سریال قلب یخی/سبک جدیدی در سریال سازی

نقد سریال قلب یخی:

 سریال قلب یخی با بقیه کارهای آقای لطیفی خیلی فرق می کند و محمد حسین لطیفی شکل جدیدی در سریال قلب یخی کارگردانی می کند و به نظرم سبک جدید کارگردانی محمد حسین لطیفی خیلی بد است

بازی حمید فرخ نژاد به شدت مصنویی است و در این سریال توانایی های حمید فرخ نژاد دیده نمی شود بازی اش خیلی سطحی است

میزانسن ها هم خیلی ضعیف هستند

به طور مثال:

 ۱-نسرین مقانلو اصلا بهش نمی خورد که خواهر مهراوه شریفی نیا است

۲-حمید فرخ نژاد هم بهش نمی خورد که رئیس یک باند باشد

۳-امین حیایی هم اینجور نقش ها بهش نمی خورد چون نقشش خیلی کوتاه است و نقش منفی هم به امین حیایی نمی خورد اصلا به نظرم این نقش هم در سریال نبود بهتر بود و لطمه ای هم به نمی خورد

امین حیایی بازی اش در سریال قلب یخی خیلی ضعیف است و در فیلم های دیگرش خیلی بهتر بازی کرده.

فیلم نامه سریال هم خیلی سطحی است

و تدوین فیلم برگردان است یعنی کسی که سریال را می بیند برای تدوینش جذب سریال می شود

چون سریال فیلم نامه درستی ندارد و خیلی پیش پا افتاده است و کارگردانی هم خیلی ضعیف است

آثار قلبی محمد حسین لطیفی خیلی بهتر بود ولی این سریال را خوب کارگردانی نکرد

مشخص است که چرا خوب کارگردانی نکرده است چون سریال سفارشی است و دغدغه ی محمد حسین لطیفی نیست

قسمت ۷ سریال خیلی جذاب است چون یک فلش بک می خورد و خیلی به سریال کمک کرد

ولی قسمت ۸ و ۹ و ۱۰ بسیار سریال خسته کننده و کشش دار و کند پیش می رفت

اما قسمت ۱۱ سریال خیلی خوب بود ولی قسمت ۱۱ ضعف هایی هم داشت مثلا چطوری چیستا(الناز شاکر دوست) زنده بود آخه چطوری؟ نمی شود که زنده باشد آخه پلیس جسد الناز شاکر دوست را هم پیدا کرد

.........................................................................................................................................

نگاهی به بعضی بازی بازیگران سریال قلب یخی

حمید فرخ نژاد(فرهاد):نقشش در فصل اول زیاد دیده نشد و به گفته ی خودش در فصل دوم نقشش پر رنگ تر می شود ولی بازی اش در فصل اول خوب نبود

حمید گودرزی (فرزاد):بازی اش خوب بود و خیلی طبیعی و خوب بازی کرد و در فصل اول هم خوب دیده شد

...........................................................................................................................................

چند نکته درباره سریال:

۱- بخش اول اين سريال كه با موضوع اجتماعي ساخته شده مشتمل بر سه فصل و هر فصل در دوازده قسمت خواهد بود و در صورت استقبال مردم و علاقه‌مندان سينماي خانگي از اين سريال، مطابق روال سريال‌هاي موفق دنيا، فصل‌هاي بعدي آن نيز جلوي دوربين خواهد رفت.

۲-اختلافاتی بین حمید گودرزی و محمد حسین لطیفی پیش آمد به خاطر اینکه دستمزد حمید گودرزی را ندادند و حمید گودرزی حتی در قسمت ۱۱ هم بازی کرده بود و نقش پلیس مخفی را داشت ولی به خاطر این اختلافات دوباره بعضی از صحنه های قسمت ۱۱ را فیلمبرداری کردند

۳-قرار بود حمید گودرزی در فصل دوم و سوم باشد ولی حضور ندارد

۴-سريال «قلب يخي» موفق به اخذ درجه كيفي «الف» از اداره كل سمعي و بصري و نمايش خانگي معاونت امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي شده و به شكل مرتب هر هفته يك قسمت آن در شبكه نمايش خانگي كشور و توسط شركت تصوير دنياي هنر توزيع خواهد شد.

۵-فصل دوم سریال قلب یخی ۲۴ قسمت است

۶-فصل دوم فلب یخی خارج از فضای مزون می گذرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت 3:40  توسط پرهام  | 

نیم نگاهی به فیلم های حامد بهداد

 نیم نگاهی به بعضی از فیلم های حامد بهداد:

بوتیک: بازی اش در بوتیک خوب بود و می توانست بهتر هم باشد نقشش کوتاه بود ولی تاثیر گذار بود

اما در فیلم بوتیک دیده نشد

روز سوم: بازی اش بسیار عالی و خوب بود و حامد بهداد هم خودش می گوید بهترین آثار سینمایی ام روز سوم است

بازی اش در روز سوم بسیار متفاوت و خیلی فرق دارد با بقیه نقش هایش 

 برای این فیلم باید سیمرغ بلورین را به حامد بهداد می دادن چون حقش بود . معمولا در جشنواره فیلم فجر اصلا خوب داوری نمی کنند و همیشه حق حامد بهداد را خوردن

دایره زنگی: حامد بهداد در دایره زنگی نقش یک پسر شیطون را دارد

بسیار بازی اش در فیلم دایره زنگی ضعیف است . مثل اینکه بازی اش کنترل نشده است و حامد بهداد در روند داستان فیلم هم هیچ تاثیری نداشت. به نظرم حامد بهداد نباید این فیلم را بازی می کرد

مجنون و لیلی:فیلمی تجاری است و اصلا فیلم نامه ی خوبی ندارد ولی بازی حامد بهداد در فیلم عالی بود.ضعف هایی هم در بازی اش بود

حس پنهان: نقطه فیلم بازی کنترل شده حامد بهداد . حامد بهداد در این فیلم یکی از بهترین بازی هایش را ارائه داد. که برای این فیلم هم باید جایزه می گرفت و واقعا این نقش جایزه داشت ولی نمی دانم چرا جایزه ندادند

هر شب تنهایی:فیلمی بسیار ضعیفی است که بازی حامد بهداد هم بسیار سطحی و ضعیف است و فیلم هرشب تنهایی فیلم نامه ی درست حسابی هم ندارد اصلا معلوم نیست داستان فیلم چیست

از رسول صدر عاملی انتظار نمی رفت چنین فیلمی بساز د  البته باید قبول کنیم که فیلم سفارشی است

دلخون:بازی اش بسیار خوب و عالی است . کارگردانی دلخون بسیار ضعیف است اما بازی خوب حامد بهداد در دلخون بیشتر ضعف های فیلم را پوشاند .

شبانه روز:با گریمی کاملا متفاوت و بازی کاملا متفاوت که برای این فیلم باید جایزه را می گرفت . در شبانه روز حامد بهداد نقش یک پیرمردی را دارد

که فیلم شبانه روز هم هنوز تکلیفش معلوم نیست کی اکران شود واقعا نباید این فیلم بسیار خوب اینقدر دیر اکران شود

محاکمه در خیابان: نقش کوتاهی داشت اما تاثیر گذار بود . بازی اش خیلی کوتاه بود ولی به خوبی نقشش را بازی کرد

تسویه حساب:بازی اش در فیلم تسویه حساب بسیار خوب بود و معلوم است که حامد بهداد می تواند نقش های کوتاه را خیلی خوب بازی کند . چون این اواخر بیشتر نقش هایش کوتاه بوده است

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389ساعت 6:23  توسط پرهام  | 

نقد فیلم سن پطرزبورگ/لحظات از دست رفته

نقد فیلم:سن پطرز بورگ در قیاس با فیلمهای کمدی معمول فیلم قابل اعتنایی است و چه از لحاظ مضمون و چه از نظر فیلمنامه و تا اندازه ای ساختارمی توان آن را اثری متوسط ارزیابی کرد. به هر حال پیمان قاسم خانی یکی از فیلمنامه نویسان سن پطرز بورگ است و خلق یک اثر متوسط ،کمترین توقعی است که میتوان از این نویسنده ی باهوش داشت.

با این وجود شلختگیهای فراوان اثر را نمی توان نادیده گرفت،شلختگیهایی که در نیمه ی دوم فیلم بیشتر به چشم می خورند و حتی از جایی به بعد به علت همین بی توجهی ها شیرازه ی فیلم از هم می پاشد که تلاش برای جمع کردن و سر و سامان دادن مجدد فیلم هم مانند هر اثر از دست رفته ی دیگری ناکام می ماند.

فیلم فرمول جذاب در کنار هم قرار گرفتن ناگزیر دو آدم متفاوت به خاطر دست یافتن به هدفی مشترک را دنبال می کند؛ هوشمندی و انتخاب زمان مناسب برای نوشتن فیلمنامه ای کمدی در جهت هجو خاندان سلطنتی روسیه و اساسا رفتن به سمت و سوی گسترده تری در مضامین کمدی ، دیالوگهای رفتن به سینما و سر زدن به کتابخانه به عنوان نقطه ی تکرار شونده ای برای آغاز جستجویی جدید ،شخصیت پردازی کریم و فرشاد و تقابل شخصیت های آنان با یکدیگر در کنار حفظ نقاط مشترک ،فلاش بک های مربوط به زندان و در نهایت خلق یک عمو ژرژیک دوست داشتنی از نقاط قوت فیلم به حساب میایند ،اما هدر دادن پیاپی زمان و برقراری دیالوگهایی که صرفا نتایج کوتاه مدت کمدی را به همراه دارند ، آهسته آهسته داستان را کند می کند تا جا یی که داستان پا در هوا می ماند و نویسنده ناچار می شود هر کدام از شخصیتهایش را به نحوی گاه غیر منطقی به مسیر اصلی بازگرداند.

در کنار این عدم توجه فیلمساز و تدوینگر به لحظات بالقوه کمدی ،موجب هدر رفتن بسیاری از این لحظات شده است.

برای مثال به چند صحنه ی مجزا از فیلم اشاره می کنیم:
در صحنه ای که فرشاد و کریم در خانه ی کریم خوابیده اند، دیالوگ جالبی بین آن دو برقرار می شود که در آن فرشاد از قابلیتش در درک زنها می گوید.این گفتگو به همین نحو ادامه پیدا می کند ،تا جایی که کریم تاکید می کند که فرشاد حق ندارد در خانه ی او کسی (خواهرش) را درک کند. سکانس صبحانه خوردن پس از آن نیز صرفا در جهت پروراندن و به نتیجه رساندن طنز سکانس پیش است و با حذف هر دو سکانس نه تنها هیچ اخلالی در روند فیلم به وجود نمیامد بلکه فیلم مسیر روان تری را سپری می کرد.

اطلاعاتی که در مورد قدرت درک(!) فرشاد داده می شود به سادگی می توانست در سکانس های جهت دار و کاربردی دیگری مطرح شود .

جر و بحث های طولانی و بی دلیل برای به ثمر رساندن گفتگوهای کمیک در میانه ی برخی از سکانس ها ی دیگر نیز آنقدر زمان فیلم را می بلعند که برای رساندن شخصیت ها به کلیسا و فاش شدن راز خانواده ی رومانف ،تنها آنقدر فرصت باقی می ماند،که شیلا خداد را بدون هیچ پیش زمینه ای و در شرایطی که او را بسیار ساده لوح به تصویر کشیده ایم به بهانه ی تعقیب برادرش ،داخل صندوق عقب ماشین جاسازی کنیم و کریم را از درون تونلی که قرار است نوعی طی طریق کمیک و طولانی را برای او رقم بزند ،به سرعت و بدون این که اصلا نشان دهیم در آن تونل بر او چه گذشته است وارد کلیسا کنیم و سایرین را نیز به شکلی محیر العقول به سر صحنه ی تاج گذاری برسانیم.

و ای کاش دست کم در تدوین،صحنه ی تونل کاملا حذف می شد .شخصیت خونسرد خادم منزل(سروش صحت) و نوع تهدید و اخطارهای او با این مضمون که با ورود کریم به تونل او مسیر دور و درازی در پیش خواهد داشت و بعد از خروج از آن به شخص دیگری بدل خواهد شد و همینطور صحنه ی آواز خواندن کریم در ابتدای راه برای گریز از ترس،همه و همه این توقع را در مخاطب ایجاد می کنند که با طی طریقی متفاوت روبرو شده اند و دست کم باید به وسیله ی اتفاقی غیر قابل پیش بینی این راه کوتاهتر می شد ،که متاسفانه هیچ کدام این اتفاق ها نمیافتد.

اصلا فرشاد و خواهر کریم چگونه از همان سوراخی سر در میاورند که کریم از آن جا بیرون آمده؟اگر آن سوراخ به دخمه متصل بوده آن ها در کنار کلیسا چه می کنند و چگونه آن جا را یافته اند؟

جدا از این نکات دیگری نیز جزء مشکلات ساختاری فیلم محسوب می شوند که به تعدادی از آن ها اشاره می کنیم:
- در صحنه ای که کریم آهسته و مخفیانه از پله های خانه ی کتی پایین میاید، از جیر جیر کفش ا ش به عنوان عنصر صوتی مزاحم استفاده شده است که طنزی تکراری وبا این وجود شیرین در خود دارد، اما متناسب با فضای سکانس تنها سکوت است که می تواند این طنز را بارور کند. سکوتی که تماشاگر لزومش را درک کند و سپس جیرجیر کفش موجب اخلال در آن شود.متاسفانه موسیقی فیلم جای سکوت را در این سکانس پر کرده و کاملا از تاثیر آن کاسته است.
- در صحنه ای که کریم داخل استخر در حال غرق شدن است ،علت این اتفاق از دست می رود و به حدس تماشاگر سپرده می شود .او به علت ریختن روغن یا شامپو در کفش اش احتمالا سر می خورد و داخل استخر میافتد.طنز موقعیت این صحنه در کجاست اگر حتی اشاره ای کوچک هم به امکان سر خوردن کریم و لیز بودن زمین نشود؟آخرین لحظه ی کمیک کنار استخر،جیر جیر دوباره ی کفش کریم است ،پس چرا باید دیدن او در استخر تماشاگر را به خنده وادارد؟
- در خانه ای که هم سگ بزرگ دارد و هم دزد گیر دارد و ...کریم چگونه به همین سادگی وارد می شود؟!
- حذف آواز کوچه بازاری قبل از فلاش بک های زندان ،در فلاش بک آخر به علت نگرانی از خستگی تماشاگر حرکتی ظاهرا منطقی به نظر می رسد اما نباید فراموش کرد که این آواز به نحوی در فیلم به عنوان راهروی صوتی و جذاب برای رسیدن به صحنه ی زندان معرفی شده است و حذف ناگهانی اش ،فلاش بک آخر را کاملا بی رمق می کند.شاید به جای حذف آن بهتر بود که از دومین فلاش بک این آواز به پس زمینه فرستاده می شد.

تمامی این مشکلات و مشکلات بسیار دیگر فیلم موجب نمی شود که تلاش نویسنده و فیلمساز را برای خلق اثری متفاوت از کمدیهای رایج این روزها که تنها موضوع مورد علاقه شان ازدواج آن هم به مبتذل ترین شکل ممکن است نادیده بگیریم و طرفداران سینما را به دیدن سن پطرزبورگ دعوت نکنیم.

بهترین سکانس فیلم : سکانسی که بهاره رهنما به پیمان قاسم خانی زنگ می زند و پیمان قاسم خانی می گوید اول تو قطع کن

چند نکته درباره فیلم:سن پطرزبورگ" پس از عروس، روز فرشته، روز شيطان، جهان پهلوان تختي، شوكران، گاوخوني و فرزند صبح هشتمين ساخته سينمايي بهروز افخمي است.سن پطرزبورگ" را پيش از اين قرار بود كمال تبريزي و سامان مقدم بسازند كه قرعه به نام بهروز افخمي افتاد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مهر 1389ساعت 4:2  توسط پرهام  | 

نقد فیلم " یک اشتباه کوچولو " / شیرین و مفرح

نقد فیلم:

با وجود روزمرگی های زندگی و خستگی ناشی از آن و نشان دادن فیلم های جدی و درام در صدا و سیما كه اكثرا به مشكلات جامعه و جوانان می پردازد، فیلم سازان به فكر ساختن فیلم های كمدی افتاده اند، آن هم برای مردمی كه بسیار سخت می خندند. بینندگانی كه فرق فیلم كمدی خوب و بد راخیلی خوب می فهمند و فرق لودگی را با طنز واقعی تشخیص می دهند. چند سالی است كه فیلم های كمدی بسیاری چه در تلویزیون و چه در سینما می بینیم با گروهی از بازیگران ثابت كه حكم یك تیم را پیدا كرده اند.

درون مایه فیلم همان طور كه از اسم آن پیداست حول یك اشتباه می چرخد فیلم ماجرای مردی است كه با دایركردن یك بنگاه ازدواج سعی در آشنا كردن زوج هایی دارد كه از نظر شخصیتی به هم نزدیك باشند اما در طی انجام این كار دچار اشتباهی می شود كه باعث آشنا شدن دو فرد تحصیل كرده با آدم هایی خلافكار وبا سطح فرهنگی پایین می شود...دامادی در این فیلم سوژه تكراری جابه جایی دو نفراز دو سطح اجتماعی مختلف را با یكدیگر و قرار گرفتن آنها در دو موقعیت متفاوت را دستمایه كار خود قرار داده است. موضوعی كه در فیلم های كمدی بسیار آن را دیده ایم وحركت جدیدی نیست. یكی ار نقاط ضعفی كه در اكثر فیلم های كمدی می بینیم پیش بینی نتیجه فیلم از همان ابتداست در این فیلم هم از همان ۲۰دقیقه اول فیلم، آخر آن قابل پیش بینی است. با وجود موضوعی نه چندان جدید، وجود بازیگرانی چون امین حیایی، محمدرضا شریفی نیا، مریلا زارعی، شیلا خداداد، و... باعث جذابیت نسبی كار شده مخصوصا بازی مریلا زارعی كه به نظر می رسد با همیشه متفاوت است و بسیار مناسب یك فیلم كمدی اما امین حیایی یكی از همان بازی های تكراری را داشته است كه تابه حال از او بسیار دیده ایم.

نقش یك مرد تحصیل كرده و در عین حال دست و پا چلفتی. بازیگر دیگر فیلم، شیلا خداداد نیز كه اكثرا نقش های مثبت را ایفا می كند در این فیلم نقش یك دختر خلافكار را دارد اما به نظر می رسد كه او با این نقش دچار تعارض است چرا كه در طول فیلم گاهی نوع بازی او عوض می شود انگار كه این نوع نقش درون او جا نیفتاده است. محمدرضا شریفی نیا هم تقریبا نقشی مشابه مابقی فیلم های كمدی اش ایفا كرده است.شوخی های سطحی و نخ نما شده در این فیلم به كرات دیده می شود.شوخی هایی كه دیگر هیچ كس را نمی خنداند.شخصیت های محدود و لوكیشن های محدود و ضعف كارگردانی كه با توجه به حضور شریفی نیا – كه بودنش به معنی عدم استقلال كارگردان های جوان است- طبیعی است این فیلم را در حد یك اثر نازل پیش برده است.به هر حال وقتی شرایط و امكانات برای ساختن فیلم های قوی، جذاب و ماندگار فراهم نیست، باید فیلم هایی چون « یك اشتباه كوچولو» را تحمل كنیم به امید اینكه شاید شرایط تغییر كند.

نگاهی به بازیگری فیلم و بازیگرها:

بهروز (امین حیایی):در نقش یک وکیل اتو کشیده که لفظ قلم صحبت می کند. او حالت طنز آمیزی به خود می گیرد و و قتی منصور (شریفی نیا) و افسانه (شیلا خداد ) که رفتاری متفاوت با هنجارهای اجتماعی دارند

منصور و پدر منصور (شریفی نیا): شریفی نیا در دو نقش در این فیلم بازی کرده است که بسیار خوب بازی کرده است

افسانه (شیلا خداداد):شیلا خداداد در نقش دختری که به دنبال رهایی از توطئه یک کلا هبردار است با صحبت  کردن و رفتار لمپن گونه خود جلوه جدیدی را از بازی اش نشان می دهد.او شخصیتی ایفا کرده است که تا به حال نمی توانستیم او را در آن تصور کنیم

فروش فیلم:فروش فیلم خوب بوده ولی کارگردان و تهیه کننده فیلم پیش بینی می کردند که این فیلم پرفروش ترین فیلم سال شود

چند نکته درباره فیلم:

۱- محسن دامادی بعد از "یک اشتباه کوچولو" فیلم سینمایی "خانواده ارنست" را ساخت و در حال حاضر مشغول ساخت "فرش قرمز" است

۲-فیلمبرداری فیلم یک اشتباه کوچولو نهم دی ماه ۱۳۸۶ آغاز شد و پانزدهم بهمن ماه به پایان رسید.تدوین فیلم همزمان با مراحل پایانی فیلمبرداری توسط بهزاد مصلح آغاز و تا پایان فروردین ماه به پایان رسید

+ نوشته شده در  جمعه نهم مهر 1389ساعت 17:27  توسط پرهام  | 

شبکه خانگی:نقد عیار14/شهر گناه

 

نقد فیلم:فیلم عیار۱۴ روایتی سر راست و کلاسیک دارد ولی متاسفانه در نهایت از اصول کلاسیک خود خارج می شود.فیلم شروع بسیار خوبی دارد. از همان اولین سکانس پرسش هایی در ذهن بیننده نقش می بندد.<< این دو نفر چه گذشته ایی با هم داشته اند؟>> اما متاسفانه فیلم تا انتها پاسخ درستی به این پرسش نمی دهد. اما عیار۱۴ توقعات ایجاد شده را برآورده نمی کند. همه اتفاقات و موقعیت ها شخصیت ها و حال و هوای داستان سعی دارند به نحوی صحنه رویایی فرید و منصور را زمینه چینی کند. آنها سه مرتبه تا نزدیک رویایی پیش می روند. رویارویی منصور و زن فرید هم که با آمدن لودر به داخل کادر و خارج شدن آن پایان می یابد به نوعی ابهام قضیه را بیشتر کرده است.آیا آنها همدیگر را می شناسند؟چه اتفاقی در گذشته بین آنها افتاده است؟این سوالاتی است که هرگز پاسخ داده نمی شود. فیلمنامه نویس متوجه نیست که ساختار فیلم اصلا مناسبات لازم را  برای غافلگیری را ندارد.غافلگیری این نیست که از اول تا آخر فیلم ذهن بیننده را مشغول پرسش هایی کنیم و دست آخر بگوییم ما جرا یک چیز دیگری است. به نظر من خیلی قانع کننده نیست اگر تصور کنیم که شاید منصور به احسان دروغ گفته و او واقعا برای انتقام آمده باشد.از طرفی تصور می شود اینکه دختر منصور همان دختر فرید باشد به همان اندازه غیر قابل قبول به نظر می رسد.زیرا در اینصورت مشکل فیلمنامه چند برار خواهد شد. چون در این صورت علاوه بر پایان بندی بد ده ها پرسش بدون جواب می ماند.مهمترین پرسش اینکه بالاخره در گذشته این دو شخصیت چه اتفاقی افتاده است که اینچنین فرید را بی تاب کرده است؟. فیلم پایان بندی ضعیفی دارد اما وقتی فیلمی اینقدر خوب آغاز می کند موقعیت داستانی به خوبی معرفی می شود وشخصیت ها صحنه به صحنه پیش می روند و زمینه چینی می کنند تا فیلم در یک پایان بندی فوق العاده به پایان برسد!... ناگهان فیلمنامه نویس دست نگه می دارد و خط دیگری را پیش می گیرد که نتیجه جز سردر گمی برای تماشاگر نخواهد داشت. اینجاست که از اشتباه او نمی توان به سادگی گذشت

بهترین سکانس فیلم : آخرین سکانس فیلم  که بسیار خوب کارگردانی شده است

چند نکته درباره فیلم: 

۱- فيلمنامه «عيار 14» را شهبازي بارها و بارها بازنويسي كرده است و نكته قابل توجه آن، در اختيار گرفتن حق قانوني استفاده از 4 دقيقه از قطعه «آداجيو آلبينوني» براي سكانس پاياني فيلم است

۲-عباس كيارستمي سكانس نهايي اين فيلم را به امضاء خود كارگرداني كرده است.

۳-فروتن در اين فيلم در نقش يك طلافروش ظاهر مي‌شود كه بازي بسيار خوبي را از اين قشر جامعه ارائه مي‌كند و ترس و واهمه‌ي شخصيت را به خوبي ايفا مي‌كند.

۴-قوت فيلمنامه «عيار 14» و رشته پيوند‌دهنده‌اي كه بين‌ آدم‌هاي قصه وجود دارد، تماشاگر را با خود همراه مي‌كند.

۵-«عيار 14» پس از «مسافر جنوب» (1375)، «نجوا» (1378) و «نفس عميق» (1381) چهارمين ساخته شهبازي است٬ شهبازي در اين ميان فيلمنامه «به آهستگي» (مازيار ميري، 1384) را هم نوشته است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389ساعت 7:36  توسط پرهام  | 

نقد فیلم " کارناوال مرگ "/فیلمی پلیسی

نقد فیلم:

 فیلم داستان بسیار خوبی دارد و موضوع فیلم پلیسی است و به نظر من در سینمای ایران از این جور فیلم های پلیسی باید بیشتر ساخته شود حبیب الله کاسه ساز بسیار بد این فیلم را کارگردانی کرده است و اگر رضا اعظمیان تمام کار را کارگردانی می کرد فیلم فوق العاده می شد چون ۳۰ درصد این فیلم را رضا اعظمیان کارگردانی کرده است و بسیار هم خوب کارگردانی کرده است. بازی بهرام رادان بسیار متفاوت بود او خیلی خوب بازی کرد ولی الناز شاکردوست  در این فیلم بسیار ضعیف بازی کرد و شاکردوست در این فیلم گریم متفاوتی دارد. فیلمنامه ی فیلم بسیار خوب است.میزان سن های فیلم بسیار ضعیف و سطحی است و چیزی به عنوان شخصیت پردازی در فیلم وجود ندارد. فیلم کارناوال مرگ اگر یک کارگردان معروف سینما کارگردانی می کرد فیلم خیلی خوبی می شد.فیلم کارناوال مرگ فیلم غیر قابل دفاعی است و بازی فرامرز قریبان هم بسیار عالی و خوب بوده است ولی فرامرز قریبان نباید در این جور فیلم ها که ماندگار نیستند بازی کند. تاکید دنباله دار بر سانحه انفجار کارناوال عروسی ضروری نیست و فیلم   با همه دو گانگي‌ها و جمع كردن دو تفكر از دو كارگردان در نهايت فيلمي است كه از فيلم‌هاي هم درام خود اندكي برتر و مخاطب پسند است.ساخت چنين فيلم‌هايي كه بر گرفته از بررسي‌هاي علمي و روان شناسانه است مي‌تواند دردي از مشكلات حاد جامعه را مطرح و بهبود بخشد. انتخاب بازیگران چندان مناسب نیست و وجود الناز شاكردوست هيچ توجيه عقلاني ندارد و در خدمت پيشبرد داستان نيست و برخورد او با پليس جنايي منطق روايي ندارد در همين حال مزه پراني‌هاي آقاي بازپرس در شكل جدي كار رويكرد موجه و قابل دفاعي ندارد.

فروش فیلم:فروش فیلم متوسط بوده است ولی حبیب الله کاسه ساز می گوید: فیلم فروش خوبی داشته و مردم خیلی استقبال کرده اند

بهترین سکانس فیلم:۳۰ درصد اول فیلم که رضا اعظمیان آن را کارگردانی کرده است

چند نکته درباره فیلم:

۱-رضا اعظمیان بخش اعظمی از "کارناوال مرگ" را کارگردانی کرد اما به دنبال بروز اختلاف با تهیه کننده از ادامه ساخت پروژه انصراف داد و در نهایت در عنوانبندی نام حبیب الله کاسه ساز به عنوان کارگردان آمد.
این فیلم پس از "مرزی برای زندگی" (1383) دومین ساخته سینمایی رضا اعظمیان بود.

۲-بدلکار فیلم کارناوال مرگ مرحوم پیمان ابدی است

۳-این فیلم در بیست و هشتمین جشنواره فجر چندین نمایش داشت و در هیچ یک از سالن‌ها تماشاگری فیلم را نیمه تمام نگذاشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389ساعت 4:27  توسط پرهام  | 

نقد فیلم " از ما بهترون " / بترسیم یا بخندیم؟

نقد فیلم:از مدت ها پیش گفته شده بود این فیلم یك كمدی ترسناك است؛ اما واقعیت این است كه فیلم نه خیلی كمدی است و نه خیلی ترسناك، یعنی نه خیلی شما را می ترساند و نه خیلی می خنداند. فرید سراغ مشكلات و دغدغه های یك روزنامه نگار رفته است. فیلم بازیگران سوپراستاری دارد كه می توانند گیشه را گرم كنند. در آغاز فیلم ژانر فیلم کمدی رمانتیک است ولی هر چه قدر جلوتر می رویم می بینیم که اصلا کمدی نیست و اواسط فیلم ژانر سیاسی پیدا می کند. و  هر کس می تواند برای این فیلم ژانری تعیین کند.خیلی ها فکر می کنند به خاطر اینکه رضا عطاران در این فیلم است فیلم طنز است ولی اینطور نیست   پایان فیلم بسیار بد است و اصلا خوب نیست بازی رضا عطاران بسیار خوب و عالی است ولی به رضا عطاران نقش یک روزنامه نگار نمی خورد و اگر به جای رضا عطاران یک بازیگر دیگری این نقش را بازی می کرد بسیار نقش بهتری در می آمد بسیار خوب این فیلم کارگردانی شده است ولی اگر این فیلم در ژانر کمدی نبود بسیار مخاطب داشت و فیلمی ماندگار در سینمای ایران بود. قسمت هایی از فیلم ترسناک است ولی اصلا ترسناک به نظر نمی آید و در اواسط فیلم ریتم فیلم بسیار کند می شود و مخاطب بسیار خسته می شود و نادر سلیمانی بسیار ضعیف در این فیلم بازی کرده است و به نظر من اگر یک خورده در این نقش جدی بازی می کرد نقش عالی می شد خیلی از مخاطب های سینما بعد از دیدن این فیلم بسیار ناراضی بودند و می گفتند فیلم خوبی نیست . فیلم فیلمنامه ی بسیار خوب و عالی دارد ولی مدیر فیلمبرداری فیلم خوب نیست و اصلا فیلمبرداری فیلم خوب نیست.الناز شاکر دوست هم خیلی مشابه این فیلم ها بازی کرده است و او دیگر تکراری شده است چون اگر فیلم های روی پرده را ببنید ۳ فیلمی که روی پرده هستند الناز شاکردوست بازی کرده است و در هر ۳ فیلم شخصیت اصلی فیلم بوده است به نظر من اگر نقش الناز شاکردوست را بهنوش بختیاری بازی می کردن نقش بهتری می شد  و مردم با دیدن پوستر و تیزر فیلم از ما بهترون فکر می کنند فیلم کمدی است ولی اینطور نیست.

رضا عطاران در روزهایی كه از كارگردانی سریال های تلویزیونی فاصله گرفته، فرصت دارد در فیلم های متنوع حضور داشته باشد. نقش او در فیلم از ما بهترون، نیمه شوخی و نیمه جدی است، چون فضای كار تا حدودی تلخ است. او خیلی نتوانسته شوخی های همیشگی اش را ارائه كند. به هر حال برای احسان كه نقشش را عطاران بازی می كند، یك پرونده قضایی تشكیل شده و كارش را هم از دست داده و چاره ای ندارد؛ اما در عین حال عطاران در صحنه های مواجهه اش با نسیم چند تا دیالوگ بامزه می گوید.او خونسردی همیشگی اش را هم در بازی دارد. هیچ وقت عصبانی نمی شود و در برابر همه چیز بی تفاوت است

فروش فیلم: فروش فیلم از ما بهترون خوب نبوده و مردم استقبال نکردند

بهترین سکانس فیلم:سکانسی که رضا عطاران درباره منیژه با بیژن بنفشه خواه صحبت می کند

چند نکته درباره فیلم:

۱- الناز شاکردوست در آخرین روزهای فیلمبرداری پایش شکست

۲- انتخاب عطاران برای مهرداد فرید آنقدر مهم بوده كه پروژه اش را به خاطر او چند ماه عقب انداخته است

۳- مهرداد فرید کارگردان این فیلم قبل از فیلمسازی اش منتقد و روزنامه نگار بوده استو نقدهای بسیار خوبی هم نوشته است ولی او بعد وقتی فیلمسازی را شروع کرد روزنامه نگاری را کنار گذاشت

۴-انتهای فیلم، نسیم یعنی شخصیتی كه الناز شاکر دوست آن را بازی می کرد مونولوگ های زیادی داشت كه آنها را سانسور كردند

+ نوشته شده در  شنبه بیستم شهریور 1389ساعت 4:41  توسط پرهام  | 

نقد فیلم " ناسپاس "/عاشقانه ای در دل تاریخ

نقد فیلم: این فیلم بسیار داستان و فیلمنامه ی خوبی دارد ولی به نظر من به دلیل کمبود امکانات و وقت  کم جلو ه های ویژه فیلم بسیار ضعیف است و اگر در شهرک غزالی فیلم فیلمبرداری نمی شد فیلم بهتر ی می شد و سه بازیگر اصلی فیلم (پوریا پور سرخ الناز شاکر دوست و نیما شاهرخ شاهی) اولین باری است که فیلم تاریخی بازی کرده اند و بسیار ضعیف بازی کرده اند و  به نظر من نقش حضرت موسی خوب بازی نشده است و صدای بازیگری که نقش حضرت موسی را بازی می کرد دوبله کردند و خیلی ها فکر می کنند که این فیلم درباره حضرت موسی است ولی اینطوری نیست داستان فیلم در زمان حضرت موسی می گذرد کارگردان فیلم بسیار عجله کرده است و فیلمبرداری این فیلم را ۱ ماه تمام کرده و او می خواست این فیلم به جشنواره فیلم فجر برسد.حسن هدایت کارگردان این فیلم یک قصه تاریخی را با مایه های عاشقانه ترکیب کرده است تا جذابیت بیشتری پیدا کند. و مخاطب فیلم به راحتی می تواند پایان فیلم را حدس بزند و مشکل دیگر فیلم زبانی است که کارا کترهای به آن سخن می گویند که چیزی میان گذشتگان و لحن امروزی است.این مسئله باعث شده یکدستی دیالوگ ها از بین برود و گاه چنین سخن گفتنی هجو کردن زبان فارسی به نظر می رسد 

نگاهی به بازیگری فیلم و بازیگرها:

آمیل (پوریا پور سرخ ):یکی از شیفتگان حضرت موسی است  و او عاشق آنائل (الناز شاکر دوست) است اما ناگهان او به قتل می رسد.تردید پورسرخ و نگاه های تلخ او در تقابل با نگاه های عاشقانه شاکردوست مبهم به نظر می رسد ولی درکل این بازیگر بسیار ضعیف در این فیلم بازی کرده است و برای پور سرخ زود است که نقش تاریخی بازی کند چون او تازه به سینما آمد است و آمادگی نقش تاریخی را ندارد

آشل (نیما شاهرخ شاهی ):آشل هم عاشق آنائل است ولی از آنائل جواب رد می شنود و ناراحت می شود شاهرخ شاهی بهتر از پوریا پور سرخ بازی کرده است و حتی طبیعی تر از پوریا پور سرخ بازی کرده است ولی به نظر من هنوز زود است که او نقش تاریخی بازی کند

آنائل (الناز شاکردوست): شاکر دوست نگاه های عاشقانه موثری دارد ولی بسیار ضعیف بازی کرده است است و خیلی مصنویی بازی کرده است به نظر من الناز شاکردوست نباید نقش تاریخی بازی کند

بهترین سکانس فیلم :وقتی که پوریا پور سرخ در مسابقه جنگاوری پیروز می شود

فروش فیلم : فروش فیلم ناسپاس رضایت کنند بوده و مردم هم استقبال خوبی از این فیلم کردند

چند نکته درباره فیلم:

۱-لوکیشن های اصلی فیلم ناسپاس در شهرک دفاع مقدس و شهرک سینمایی غزالی بوده

۲-در ناسپاس مانند همه فیلم های حسن هدایت خود طراحی صحنه و لباس را انجام داده است

۳-نیما شاهرخ شاهی بعد بازی در فیلم ناسپاس گفت: من دیگر نقش تاریخی بازی نمی کنم چون بسیار سخت است و من چند ماه برای فیلم آموزش اسب سواری دیدم

۴-در آخرین روز های فیلمبردای فیلم ناسپاس که الناز شاکردوست همزمان در این فیلم و از ما بهترون بازی می کرد برای بازی در فیلم از ما بهترون به کیش رفت و در آنجا پایش شکست و با پای شکسته به لوکیشن فیلم ناسپاس رفت

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 5:23  توسط پرهام  | 

نقد فیلم " صبح روز هفتم " /فیلمی متوسط

نقد فیلم صبح روز هفتم: فیلم صبح روز هفتم بسیار فیلم عالی و خوبی است و فیلمنامه ی خوبی دارد و خوب کارگردانی شده است بازی شهرام حقیقت دوست بسیار درخشان است ولی این فیلم به نظرم نباید فیلم سینمایی می شد باید تله فیلم می شد چون زیاد برای این فیلم خرج نکردند بازی علی اوسیوند در فیلم صبح روز هفتم بسیار ضعیف و سطحی بوده است مسعود اطیابی کارگردان فیلم صبح روز هفتم در فیلم بسیار بداهه استفاده کرده است و بداهه لطمه ی شدید ی به فیلم می زند و به نظر من اگر بداهه استفاده نمی کردند فیلم صبح روز هفتم بسیار موفق تر می شد حرکات دوربین بسیار دقیق است و فیلم بسیار خوب فیلمبرداری شده است در فیلم صبح روز هفتم روز مره گی انسان ها را می بینم که هر روز مثل دیروز شان است و در بیشتر زندگی ها هم بیشتر روز هایشان تکراری است فیلم می توانست اثری متفاوت در سینمای ایران باشد ولی چون هم زیاد برای فیلم هزینه نکردند و نباید این ماه این فیلم اکران می شد چون در ماه رمضان فروش فیلم ها کاهش می یابد

درباره کارگردان: سید مسعود اطیابی پارسال فیلم خروس جنگی را بر روی پرده ها داشت که ۱ میلیارد هم فروخت ولی فیلم صبح روز هفتم فروشش بسیار کم بوده و فیلم صبح روز هفتم تا الان ۱۵ میلیون فروخته است اولین کار سینمایی مسعود اطیابی به نام مصائب دوشیزه کم فروخت به نظر من این کارگردان در کارهای طنز موفق تر است

بهترین سکانس فیلم :همه ی سکانس های این فیلم بی نظیر و به یاد ماندنی هستند

چند نکته در باره فیلم صبح روز هفتم:

۱-شهرام حقیقت دوست پس از چند سال دوری از سینما دوباره به سینما بازگشت

۲-در تهران این فیلم تک سانس پخش می شود و سانس فیلم هم بسیار بد است و در بیشتر شهرستان ها هنوز این فیلم اکران نشده است

۳- این فیلم فقط یک بیلبورد دارد که در سینما ها آن بیلبورد است ولی تهیه کننده فیلم می گوید: ما چندین پوستر و بیلبورد برای فیلم آماده کردیم

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 6:43  توسط پرهام  | 

فیلمی ساده ولی فانتزی

نقد فیلم:این فیلم فانتزی است و کار سینمایی قبلی رامبد جوان بسیار ضعیف بود ولی پسر آدم دختر حوا یک پیشرفت به حساب می آید او در فیلم بازی کرده است و خوب نقش را بازی کرده است فیلم یک خورده کپی برداری از فیلم آتش بس است و یک اتفاق دیگر که مهناز افشار هم در این فیلم و هم در آتش بس حضور داشت به نظرم مهناز افشار نباید اینقدر کلیشه شود باید نقش های متفاوت بازی کند ولی حامد کمیلی خیلی خوب در این فیلم بازی کرده است و به نظرم بعد از فیلم تردید بهترین بازی اش در فیلم پسر آدم دختر حوا است او در سینما کار فانتزی بازی نکرده بود. فیلمبردار فیلم خوب است ولی اگر از همان اول علیرضا زرین دست این فیلم را فیلمبرداری می کرد بهتر می شد قرار بود علیرضا زرین دست این فیلم فیلمبرداری کند ولی خودش مخالفت کرد و به جایش آقای فرج حیدری آمدند و فیلمبرداری را بر عهده گرفتند. مهناز افشار در جاهایی از فیلم خوب بازی نکرد مهناز افشار دارد تبدیل می شود به یک بازیگر کلیشه ایی و شیلا خداد در فیلم بسیار نقش متفاوتی داشته است و خوب بازی کرده است

فروش فیلم:پسر آدم دختر حوا فیلم فانتزی است و فروشش بسیار خوب بوده است و دومین فیلم پرفروش فیلم سال شد

یادداشت کارگردان فیلم (رامبد جوان) درباره فیلم:ساخت یک فیلم سالم ، یک فیلم آبرومند ، یک فیلم صمیمی ، یک فیلم با قصة خوب و پرداخت درست ، یک فیلم کمدی ، یک فیلم کمدی با حرفهای خوب انسانی آرزوی هر فیلمسازیه . اگر هم آرزوی هر فیلمسازی نباشه ، آرزوی منه .
فیلم دوم سینمایی ام رو ساختم ، به اسم « پسر آدم ، دختر حوا » . تمام چیزهایی که بالا ازشون اسم بردم تو این فیلم بود . اندازه گیریش با تماشاچی .
واقعاً فیلم سازی بهترین کار دنیاست . می تونی دنیایی رو که می خوای تجسم کنی و به بقیه هم نشونش بدی . مهم هم نیست که بقیه هم دوستش داشته باشن یا نه !!
( دروغ گفتم مثل بنز ) هر فیلمسازی دوست داره که از فیلمش استقبال بشه .
« پسر آدم ، دختر حوا » برای همه مون انگیزة زیادی ایجاد کرد . به خاطر فیلمنامة خوب و تهیه کننده ای که سینما رو می شناسه . پس تک تک کسانی که به کار دعوت شدن تو کارشون و تو صنفشون جزو نمونه هان. من قبل از شروع فیلمبرداری هم خوشحال بودم هم پر از افتخار به خاطر این همکاری . در طول فیلمبرداری پر از انرژی و انگیزه و عشق بودم و حالا که فیلم توسط تهیه کننده ای که سینما رو می شناسه، تدوین شده ، احساس پیروزی می کنم . و اگه فیلم از طرف تماشاچی مورد استقبال قرار بگیره که فکر می کنم می گیره ، اشک شوق و غرور تو چشمام جمع خواهد شد و انرژی و انگیزة ده برابر برای فیلم بعدی

یادداشت نویسنده فیلم:فروتنی بیجا خود ادعاست. و من كه ادعا می كنم "عاری ام از این ادعا !", مدعی ام كه از آغاز طراحی "پسر آدم , دختر حوا" تا فرجام نگارش فیلمنامه ی آن , به آفرینش متنی فكر می كردم كه دستمایه ای باشد برای تولید یك كمدی موقعیت فاخر و نجیب , كه صرفا به مدد قصه ای گیرا و تاثیرگذار , كشمكشهائی جذاب و ساختاری منسجم اقبال تماشاگر نخبه و عام را یكجا پیش رو داشته باشد.
طی این پروسه ارائه ی چند مورد مشورت از جانب آقای فرهاد توحیدی ( پیش از نگارش اولین نسخه ی فیلمنامه ) و مشورت هائی كه آقای حاجی میری ( پس از نگارش گونه ی نخستین فیلمنامه و در مراحل بازنویسی ) ارائه دادند نیز به نوبه ی خود در روند شكل گرفتن فیلمنامه ای فاخر( چنانچه اصولا چنین رویداد خجسته ای به وقوع پیوسته باشد ) , ثمربخش بود.
گرچه صرفنظر كردن از حتی یك مورد از كشمكش های فیلمنامه ی نوشته شده نیز برایم ناگوار بود, اما همان زمان ( آذر ماه 85 ) مصمم بودم به انجام یك بازنگری دیگر و تعدیل حجم متن برای رساندن زمان فیلم به تایم استاندارد. اما آقای حاجی میری كه با تایم فیلم مشكلی نداشتند بازنویسی نهائی را خود انجام دادند.
در آذرماه 87 كه امر تولید فیلم جدی شد نیز بار دیگر اینجانب و ایشان مجددا روی فیلمنامه كار كردیم و.....

بهترین سکانس فیلم:سکانسی که مهناز افشار و حامد کمیلی در کافی شاپ با هم لج و لجبازی می کنند

چند نکته در باره فیلم:

۱-در این فیلم دو هنرمندی که از دنیا رفته اند در این فیلم بازی می کنند زنده یاد کیومرث ملک مطیعی و زنده یاد  محمود بنفشه خواه

۲-در هنگام تصویر بردایری فیلم سر رامبد جوان شکست و چند روز کار تعطیل شد

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مرداد 1389ساعت 3:6  توسط پرهام  | 

مطالب قدیمی‌تر